دلم تو را می خواهد...

آقای من سلام

آقا جان من فکر می کردم تو راحتی

آرامی

برای خودت پادشاهی می کنی!

اما امشب شنیدم تو دردی می کشی که با درد ما قابل مقایسه نیست!

ما هر مظلومی که می بینیم به حالش ظلم می شود دلمان می سوزد...

ما که دلمان از سنگ شده دلمان می سوزد

شما که همه ی مظلومان عالم را می بینی و دلت نرم و زلال است چه؟

تو چقدر می سوزی آقا؟؟!!

تو چه می کشی؟؟

هااان؟؟

امشب دعا می کنم!

باتمام وجودم دعا می کنم

دعا می کنم که بیایی

امشب به خاطر خودت دعا می کنم که بیایی نه به خاطر خودم

می دانم آقا

می دانم یکی از دلایل نیامدنت منم!

آری منم !

آقا امشب دعایمان کن...

دعایمان کن اگر ادعا می کنیم می خواهیم بیایی پوچ نباشد

مانند کوفیان نشویم که نامه هاااااااااااااااااا فرستادند و موقع عمل پشت کردند....

شنیدم قلبت در عاشورا در فشار است...

بمیرم آقا!!!

امشب برایت صدقه گذاشتم...

آقا دلم تنگ است...

دلم تو را می خواهد...

دلم تو را می خواهد...


/ 1 نظر / 19 بازدید
زهرا بانو

سلام گلم.خیلی قشنگ بود.اشکم در اومد.واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم.